تبليغاتX
فامیل سبز :: گزارش نشست 11 بهمن 1387

ابتدای کلام آقای حسین دوست داستانی درمورد اینکه چقدر خوبه آدم به اسیاد(جمع سید میشه اسیاد) احترام بذاره تعریف کردند و بچه ها درحالی که انگشت ها رو به دهن گرفته بودند همگی متفق القول گفتند: عجب!
داستان از این قراره:
«آقای مجتهدی خیلی حال بدی داشتند و سکته کرده بودند. به خادم ایشان گفتند جریان چیست؟
گفت: در همسایگی ما یک سیدی است جوان، که تازه ازدواج کرده، این سید مریض می شود. آقا به منزل ایشان  می رود و از روی ارادتی که به سادات دارند، دعا  می کنند که به جای ایشان مریض شوند و آن سید از دست بیماری رها شود. مدتی بعد از آن دعا، آقای مجتهدی سکته می کنند و خبر می آورند که آن سید جوان شفا یافته است. (بیماری سید به آقا منتقل می شود)»
امیدواریم روزی برسه که همه به این درجه از فرهیختگی برسند که به ما سید ها که آدم های خیلی خوبی هم هستیم، احترام بگذارند.

و اما اصل کلام:
«انقلاب چه بود؟ اینکه شاهِ با تاج رود و شاهِ با عمامه! بیاید؟ حکومت عوض شود برای چی؟ امام رحمت الله علیه و مرجعیت به دنبال چی بودند؟ قبلاً ارزانی و فساد علنی بوده ولی الان گرانیست و فساد زیر زمینی شده»
مقدمه:
«ملت ایران سالها به دنبال این بودند که فضای استبداد را از بین ببرند. مثلاً نهضت مشروطه که یک نهضت اصیل مردمی و دینی بود و قبل از انقلاب بوجود آمد. قبل و بعد از مشروطه استبداد برکشور حاکم بود. انقلاب با حرکت مرجعیت و خواسته مردم آغاز شد. رکن این انقلاب رهبری حضرت امام رحمت الله علیه و خواسته مردم بود و این ها عوامل پیروزی انقلاب بودند.»

بعد با اعتراض به کسانی که اسلامی بودن انقلاب رو زیر سوال می برند و می گند(می گویند) روحانیت بعداً اسلامیت رو به انقلاب ایران وصله کرده فرمودند:
«با توجه به حرکت مردم، انقلاب ما یک انقلاب مردمی و ماهیت اسلامی دارد.
انقلاب به دنبال چه بود؟
1. نفی استبداد داخلی
2. نفی سلطه خارجی»
بعد دیدند اینجوری نمیشه، همه دارند همدیگه رو نگاه می کنند، پیش خودشون گفتند بذار یه کم واسشون تشریحش کنم:
«خواسته های انقلاب را باید با توجه به شعار مردم و بیانیه های انقلابی توسط گروها و خواسته های رهبران جستجو کرد.

    1. نفی سلطه پذیری در تمامی عرصه ها
    2. نفی تحقیر ملت و ایرانی بودن (کاپیتولاسیون)
    3. نفی وابستگی سیاسی چه در تصمیم گیری و چه در چینش افراد و مسولیت ها
    4. نفی فساد در همه نوع اخلاقی، حکومتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی
    5. مبارزه با سکولاریزم (کنار گذاشتن دین) در همه جنبه های اخلاقی، حکومتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی

مردم در شعارهای خود به دنبال استقلال، آزادی، دستیابی به هویت اصیل خود، دستیابی به هویت اصیل ایرانی (حاکم ایرانی و اقوام مختلف در کشور)، سعادت دنیا و آخرت خود، دستیابی به قله های دانش و پیشرفت، رشد کشور و مردم در تمامی عرصه ها بودند.»

حالا سوالی که اینجا مطرحه اینه که:
«آیا ما به این اهداف دست پیدا کرده ایم؟ آسیب ها و آفت ها چیست؟ نقش ما در آسیب ها چقدر است؟ تلاش های بلند مدت برای از بین بردن جمهوری اسلامی چیست؟»
اول ببینیم آسیب چیه اصلاً:
«تعریف آسیب: از علم  پزشکی پیدا شده است. عواملی که باعث می شوند  محیط آزمایشگاهی و دستاوردهای ما ثمره ای نداشته باشند.
به طور کلی تر، عواملی که اهداف و نظام ها و سیستم ها را دچار مشکل و مانع می کنند آسیب می نامند.»
«نقش آسیب ها در انقلاب:
1. متوقف کردن(مشروطه)
2. کند کردن
3. منحرف کردن
4. کم کردن نقش ها»

بعد از مقدمه ای که آقای حسین دوست ایراد فرمودند، این سوالات به ذهن های بیدار متبادر گشت:
سید محمد باقر حسن زاده:
«در شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی امروزه چه کاربرد و جایگاهی دارد؟ اسلامیتی که ما داعیه دار آن هستیم در چیست و ما چرا هنوز  موفق نشدیم جمهوری اسلامی را پیاده بکنیم؟»

سیدمحمدرضا حسن زاده:
«حکومت اسلامی جامع بعد از زمان پیامبر تشکیل نشده است؟»

سید مهدی حسن زاده:
«زمان ظهور امام زمان عجل الله فرجه زمانی است که انسانها انسان شده باشند در نتیجه ما باید وظیفه خود را درست انجام دهیم و هرکس در جای خود قرار گیرد»

سید محمدحسین موسوی زاده:
«نامه امام علی علیه السلام به حاکم اهواز در مورد ابن حرنه (از اشتباه احتمالی درمورد اسم این بنده خدا پوزش می طلبم)
1. چرا باید آبروی خانواده اش برده شود و آنها چه گناهی کرده اند؟
2. اگر آبرویش برود خود را دیگر نمی تواند اصلاح کند
3. اگر علنی شود آبروی حکومت می رود
یکی از آسیب های یک نظام بحث ملاحظات و افراد است که به دستگاه حکومتی ارتباط دارند.»

سیدعلی علم الهدی:
«عوامل از بین رفتن حکومت:
1. تبدیل شدن ضد ارزش به ارزش
2. فساد شدن دستگاه حاکم
3. تحقق نیافتن شعار ها»

سید امیر علم الهدی:
«ابتدای انقلاب دو جنبش وجود داشت:
1. روحانیت
2. دانشجویان
دانشجویان با تشکیل تشکل هایی مانند عدالت خواهی شعارهای خود را تکرارمی کنند اما روحایت اینگونه نیستند و چشم پوشی می کنند و فقط به مسائل مذهبی توجه می کنند.»

سپس یکی از دوستان سوال بسیار پیچیده و استراتژیکی پرسیدند:
سیدمهدی سیدموسوی:
«آیا تصویب لوایح دوقلو (در زمان مجلس ششم) حرکتی برای براندازی نرمِ نظام و خاصّه ولایت فقیه نبود؟»
البته دوستان دیگه هم سوالاتی داشتند که...

آقای حسین دوست به تراوشات فکری دوستان اینگونه پاسخ دادند:
«امام خمینی رحمت الله علیه فلسفه تشکیل حکومت اسلامی را در سه مورد بیان فرمودند:
1. فلسفه خلقت انسان است.
2. انبیاء دستورات الهی را تشریح می کنند تا انسان به تکامل برسد.
3. اجرای دستورات الهی نیازمند حکومت اسلامی است تا انسان به تکامل برسد.
باید امام زمان عجل الله فرجه ظهور کنند تا فلسفه خلقت کامل شود و ما باید زمینه سازی حکومت الهی را تشکیل بدهیم.»

بعد رفتند سر اصل مطلب(آسیب های انقلاب):
«آسیب هایی که انقلاب ما را تهدید می کند بر سه قسم است:
الف) آسیب فکری و فرهنگی(ناتوی فرهنگی)
ب) آسیب های سیاسی و اجتماعی
ج) آسیب های اقتصادی»

 الف: آسیب های فکری و فرهنگی:
«آسیب های فرهنگی از جنس نرم است مانند انقلاب های مخملی که در ایران شروع شده و مراکز آن در دوبی، ترکیه، آذربایجان است.»
این نرم که گفتی یعنی چه؟
«مواردی که جزء آسیب های فرهنگی و فکری است عبارتند از:

    1. آسیب از طریق کتب و نشریات مانند کتب صادق هدایت، احسان نراقی و ...
    2. آسیب از طریق رسانه مانند  BBCفارسی
    3. ایجاد تززل در مباحث دینی و اسلامی مانند نماز نخواندن جوانان، راه اندازی فرقی همچون وهابیت، مسیحیت، بهائیت
    4. عدم لزوم نظارت بر تشکل ها و انجمن ها مانند NGO ها، انجمن دفاع از حقوق زنان و ...
    5. نقش روشنفکران و اساتید دانشگاه ها
    6. تجددگرایی افراطی و تفکرات سنتی
    7. نفوذ اندیشه های بیگانه در سران نظام مانند تفکرات آقای خاتمی، مهاجرانی که باعث کند شدن حرکت نظام می شوند.
    8. ابهام در طرح های آینده، طرح سوال هایی مانند فواید طرح چشم انداز 20 ساله
    9. ابهام های کاذب که در دانشگاه تهران انجام می شود
    10. ناپاک شدن نیت ها
    11. کم رنگ شدن ارزش ها در جامعه که موجب آسیب ها داخلی و خارجی می شود و عوض شدن ارزش ها با ضد ارزش ها
    12. تزریق شبهات دینی و اعتقادی بین جوانان»

و بعد یه تعبیر زیبا فرمودند:
«لیوان انقلاب، نیمه پر هم دارد و باید به آن نیمه! هم نگاه کرد، در تمامی عرصه ها؛ اگر ضعف های بزرگی هست، قوتهای بزرگی نیز هست.»

بعد از طرح این مباحث، دوستان مدام به هم نگاه می کردند و می پرسیدند: «آسیب ها چطور، چگونه و توسط چه کسی باید از بین روند؟» که این بار هم کلام پر تدبیر آقای حسین دوست همه رو نجات داد:
«از جریانات و گروهای مذهبی باید استفاده کرد. مانند مساجد، حوزه های علمیه، جریانات مذهبی، بسیج و ...
تربیت کادر اجرایی با بسیج است و تربیت کادر فکری و فرهنگی با حوزه های علمیه، و اگر جلوی این آسیب ها گرفته نشوند در حرکت رو به جلوی انقلاب، ممکن است مسیر منحرف شود.»

ب:آسیب های فکری(بالکانیزه)
«خود بر چند قسم است:

    1. ایجاد  اخلاف بین مسئولین؛ به همین دلیل است که آقا و بر روی وحدت کلمه تاکید دارند
    2. ایجاد اختلاف بین اقوام مختلف کشور مانند تشکیل حکومت های خود مختار اقوام، ایجاد تفرقه بین اقوام، توجه خاص مسئولین به قوم های خاص که استعمار روی آن ها سرمایه گذاری کرده. (تفرقه بیانداز و حکومت کن)، تمسخر قومیت ها با استفاده از جوک، کلیپ موبایل (دندان آبی که خارجی ها اشتباهاً بهش می گن Bluetooth ) و ....
    3. ایجاد نزاع بین جریانهای سیاسی کشور
    4. القای عدم اعتقاد واقعی به مردم، برگزاری اتنخابات صوری، القای تفکر پیاده نظامیِ مردم در انتخابات و ....

اگر به این جریان ها و فرآیند ها دقت نشود ممکن است دردسر هایی برای کشور ایجا شود که نمونتاً کاریکاتور روزنامه ایران و آشوب ها در آذربایجان غربی و شرقی را می شود نام برد.»


ج: آسیب های اقتصادی:
«آین آسیب ها برای مردم محسوب می شود و قابل لمس و محسوس است چون با شعارها و زندگی روزمره مردم رابطه دارد.

    1. اشرافی گری مسئولین
    2. فاصله طبقاتی بین مردم
    3. ایجاد فاصله بین مردم و مسئولین
    4. مسابقه تجمل گرایی بین مردم»

بعضی بچه ها بعد از این بیان کوبنده ی آقای حسین دوست که فرمودند: «یکی از ریشه های فساد در کشور قوه قضائیه است.» تا پایان جلسه مرتباً می گفتند: «گرفتنمون گرفتنمون! (گرفتندمان)»

«کارهای بزرگی در کشور و در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی شده و قابل دفاع است.
عمکرد آقای احمدی نژاد به شدت قابل دفاع است و ضعف ها را نیز قبول می کنیم.»
همگی مشتاق آن هستیم تا ایشون در یک جلسه دیگه برای ما از اقدامات دکتر احمدی نژاد دفاع کنند. به امید آن روز

توضیح لازم: جملاتی که در «» هستند، نقل قول می باشند.